close
تبلیغات در اینترنت
واقعه غدیر در گفتگو با علامه سید مرتضی عسکری
مطالب محبوب

کتابخانه رایگان

مترجم سایت

برگزاری جشنواره های وبلاگ نویسی

جشنواره

-------------------------------------------------------------------------------

جشنواره

-------------------------------------------------------------------------------

شهدای نیجریه


سایت اسکینک دات آی آر

آخرین ارسال های انجمن

عنوان پاسخ بازدید توسط
0 43 h_sarhadi
0 22 h_sarhadi
0 22 h_sarhadi
0 12 h_sarhadi
0 12 h_sarhadi
0 19 h_sarhadi
0 15 h_sarhadi
0 16 h_sarhadi
0 17 h_sarhadi
0 24 h_sarhadi
0 64 h_sarhadi
0 17 h_sarhadi

واقعه غدیر در گفتگو با علامه سید مرتضی عسکری

واقعه غدیر در گفتگو با علامه سید مرتضی عسکری

اشاره
علامه مرتضی عسکری از پژوهندگان پر تلاش تاریخ اسلام و مباحث امامت و نویسنده کتابهای ارزشمند معالم المدرستین و یکصد و پنجاه صحابی دروغین و عبدالله بن سبا و عایشه و بنیانگزار دانشگاه اصول دین و ... می باشند. مصاحبه حاضر ارمغانی است که از گفتگو با ایشان در آستانه سفر حج برگرفته ایم و اینک به خوانندگان تقدیم می شود.
 

با تشکر از حضرتعالی که وقت شریفتان را در اختیار ما قرار دادید، لطفا از حادثه غدیر برایمان بگویید و اینکه چرا این واقعه در جحفه اتفاق افتاد؟
بسم الله الرحمن الرحیم: یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس.
مفسرین از فریقین نوشته اند که این آیه شریفه درباره علی(علیه السلام) نازل شده است و مربوط به غدیر خم است. قبل از توضیح واقعه، یک نکته را باید یادآوری نمایم، و آن این است که: وحیی که بر پیامبر(صلی الله علیه و آله) نازل می شده است دو گونه بود: وحی قرآنی و وحی غیر قرآنی.
وحی قرآنی آن است که لفط و معنی از جانب خداوند بر پیامبر(صلی الله علیه و آله) وحی می شده است که همین آیات و سوره های مبارک قرآن است. وحی غیر قرآنی آن است که معنا از جانب خداوند بر پیامبر(صلی الله علیه و آله) وحی می شده و آن بزرگوار آن را با الفاظ خود بیان می کرده است، مانند: عدد رکعات نماز، کیفیت نماز، و دیگر احکامی که در قرآن نیست و پیامبر(صلی الله علیه و آله) آن را بیان نموده است.
هر آیه ای که نازل می شد معنایش به پیامبر(صلی الله علیه و آله) وحی می شد، لذا خداوند می فرماید:
«و انزلنا الیک الذکر لتبین للناس ما نزل الیهم; آنچه برای مردم در قرآن نازل شده است شما باید بیان کنی »و پیامبر(صلی الله علیه و آله) از خود چیزی نمی گفت. «ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی »احکامی که با وحی غیر قرآنی بر پیامبر(صلی الله علیه و آله) نازل می شد پیامبر(صلی الله علیه و آله) گاه به ملاحظاتی در تبلیغ آن تانی می فرمود، مانند: داستان زینب، زن زید پسر خوانده پیامبر(صلی الله علیه و آله)، که خداوند پس از آنکه زید او را طلاق داد به پیامبرش تزویج کرد ولی به خاطر اینکه مردم نگویند زن پسرخوانده خود را گرفته است انجام این دستور را به تاخیر انداخت تا آنکه وحی قرآنی نازل شد، آنگاه پیامبر(صلی الله علیه و آله) بی درنگ به خانه زینب رفت.
درباره داستان غدیر هم چنین بوده است، ابتدا در روز عرفه وحی غیر قرآنی بر پیامبر(صلی الله علیه و آله) نازل شد که باید در این اجتماع بزرگ، «حجة الوداع » علی را به جانشینی خود منصوب نمایی. ولی پیامبر(صلی الله علیه و آله) در این اندیشه بود که مبادا بگویند او می خواهد پسرعموی خود را به خلافت پس از خویش تعیین نماید.
در ابلاغ فرمان تانی کرد و به تاخیر انداخت تا حاجیان به جحفه رسیدند، منطقه ای که حاجیان از یکدیگر جدا می شدند و آن اجتماع عظیم از هم می پاشید. در هیمن جا بر پیامبر وحی قرآنی شد و آیه شریفه نازل شد: «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک » (آنچه را در عرفه بر تو نازل کرده بودیم در حجفه برسان.
پیامبر فورا از شترش پایین آمد دستور داد آنها که جلو افتاده اند برگردند و آنها که عقب مانده اند خود را برسانند، نزدیک ظهر بود و هوا گرم. کنار برکه آبی به نام غدیر از جهاز شتران منبری ساختند، پیامبر(صلی الله علیه و آله) نماز خواند آنگاه بر آن منبر بالا رفت، خطبه ای خواند و بعد از اقرار گرفتن از مردم در تبلیغ درست احکام خداوند، به آنان فرمود:
«الست اولی بالمؤمنین من انفسهم؟ قالوا بلی; آیا من در ولایت، بر مؤمنان از خود آنان سزاواتر نیستم، گفتند چرا؟»آنگاه دست در دست علی(علیه السلام) انداخت و او را بلند کرد چنانکه سفیدی زیر بغل هر دو نمایان شد و تمامی جمعیت علی(علیه السلام) را دیدند، فرمود:
«اللهم من کنت مولاه فهذا علی مولاه اللهم وال من والاه و انصر من نصره; خدایا هر که من مولای اویم این علی مولای اوست، خدایا ولی باش آنکه را که علی را ولی خویش بداند و یاری کن آنکه را که علی را یاری نماید».
پیامبر(صلی الله علیه و آله) عمامه ای داشت به نام (سحاب) با رنگ مشکی که با نه لایه آن را بر سر می بست و در حکم تاج بود، روزهایی که وفود (نماینده های قبایل) به دیار آن حضرت می آمدند آن را بر سر می گذاشت در روز فتح مکه نیز آن را بر سر گذاشته بود، همین عمامه سیاهی که سادات بر سر می گذارند، از آن بزرگوار به ارث برده اند. پیامبر(صلی الله علیه و آله) این عمامه را روز غدیر خم برسر حضرت علی(علیه السلام) گذاشت.
خلیفه دوم، این انتصاب را به حضرت علی(علیه السلام) تبریک گفت:
بخ بخ لک یا علی، اصبحت مولای و مولی کل مؤمن و مؤمنه پاسخ قسمت دوم سؤال: شما می دانید که پیامبر(صلی الله علیه و آله) در ایام حیات خویش چندین بار موضوع جانشینی علی(علیه السلام) را مطرح کرده بود ولی هیچ کدام خصوصیت جحفه را نداشت، به عنوان مثال اولین مرتبه سال سوم بعثت بود که آیه شریفه «و انذر عشیرتک الاقربین » بر پیامبر نازل شد آن حضرت بنی عبدالمطلب را فرا خواند، در جمع آنان فرمود:
«ایکم یبایعنی علی هذا الامر فیکون اخی و وصی و وارثی ...»
کسی جز علی(علیه السلام) که آن زمان خردسالترین آنان بود نپذیرفت، پیامبر هم درباره اش فرمود:
«هذا اخی و وصی و وارثی فاسمعوالله و اطیعوه »این کار بر بسیاری از آنان گران آمد و قتی که از مجلس خارج می شدند با تمسخر به ابوطالب می گفتند:
«ان ابن اخیک یامرک ان تطیعک ابنک; پسر برادرت به تو دستور می دهد از پسرت اطاعت کنی!!»در داستان غزوه تبوک هم چنان که در صحیح بخاری آمده وقتی پیامبر(صلی الله علیه و آله) آن حضرت را در مدینه به جای خود گذاشت فرمود:
او ما ترضی ان تکون منی بمنزلة هارون من موسی الا انه لانبی من بعدی.
و موارد متعدد دیگر که همه اینها در اجتماعات محدود بوده و تنها اجتماع عظیم آن هم از اقطار مختلف، در جحفه بوده است و در روز هجدهم ذی الحجة. مورخان تعداد جمعیتی که آن سال در حجة الوداع بوده اند را از هفتاد هزار تا یکصد و چهل هزار برشمرده اند.
چنان که در تورات آمده، مشابه این کار پیامبر(صلی الله علیه و آله) را، حضرت موسی درباره یوشع بن نون انجام داده است و آن حضرت را در ملا عام به دستور خداوند به جانشینی خود تعیین نموده و از بنی اسرائیل خواسته است تا از او اطاعت کنند و او را وصی و جانشین موسی بدانند.
پیامبر(صلی الله علیه و آله) نیز چنانکه هم در صحیح مسلم و هم در مسند حاکم آمده، در خطبه ای که آن روز خواند، فرمود:
«انی مخلف فیکم الثقلین: کتاب الله و عترتی، ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی »در روایتی دیگر داریم آن حضرت فرمود:
«لقد انبئنی اللطیف الخبیر انهما لا یفترقان حتی یردا علی الحوض »تمامی اینها نشان می دهد که قضیه غدیر تعیین جانشین برای پیامبر(صلی الله علیه و آله) بوده است نه چیز دیگری.
 

چرا حضرت امیر(علیه السلام) به واقعه غدیر در سقیفه و بعد از آن احتجاج نکرد؟
× اگر شما آن شرایطی که سقیفه تشکیل و موقعیت حضرت علی(علیه السلام) را مورد توجه قرار دهید خواهید فهمید که حضرت امیر(علیه السلام) در سقیفه نیامد تا بخواهد احتجاج بکند، آنچنان که در کتابهای حدیثی و تاریخی آمده است، پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) روز دوشنبه رحلت کرد، حضرت علی(علیه السلام) به همراه چهار نفر دیگر: عباس عموی پیامبر و یکی از فرزندانش، یکی از آزادشدگان پیامبر و یک نفر از انصار مشغول غسل و تجهیز پیامبر(صلی الله علیه و آله) شدند. در همین حال انصار در سقیفه گرد آمدند (سقیفه محل اجتماع عشیره است مربوط به شیخ عشیره که آنجا جمع می شوند) تا «سعد بن عباده » را به جای پیامبر(صلی الله علیه و آله) برگزینند. آیا در باره سعد بن عباده از پیامبر توصیه ای رسیده بود؟ فضیلتی داشت؟ یا نه صرفا به خاطر آنکه رئیس قبیله بود مطابق زندگی عشیره ای و قبیله ای موجود در جزیرة العرب، به دنبال این بودند حال که پیامبر از دنیا رفته باید جانشین او از ما باشد. خبر به مهاجرین رسید، اینها نیز در سقیفه جمع شدند. این در حالی بود که جنازه پیامبر هنوز به خاک سپرده نشده است و دیگران مشغول غسل آن حضرت بودند.
عباس عموی پیامبر در همان حال که مشغول غسل و کفن آن حضرت بودند به علی(علیه السلام) پیشنهاد کرد:
«یابن اخی امدد یدیک ابایعک؟ یقال عم رسول الله(صلی الله علیه و آله) بایع ابن عمه فلا یختلف علیک اثنان; پسر برادم دستت را بده با تو بعیت کنم تا بگویند عموی پیامبر با پسرعموی او بیعت کرده، آنگاه دو نفر هم با تو مخالفت نخواهند کرد.»
حضرت نپذیرفت، فرمود: «ما مشغول تجهیز پیکر پیامبر هستم!»اختلاف مهاجرین و انصار بر سر جانشینی بالا گرفت، مهاجرین استدلال کردند که ما از قریش هستیم وابسته به پیامبر(صلی الله علیه و آله)، عرب نمی پذیرد از غیر بستگان جانشین شود. اختلاف دیرینه «اوس » و «خزرج » عده ای از انصار را که می ترسیدند که حکومت به دست رقبایشان بیفتد با مهاجرین همصدا کرد و در نهایت آنها که در سقیفه جمع بودند اکثریت با ابی بکر بیعت کردند.
همان روز دوشنبه کار را تمام کردند و از آن پس برای ابی بکر بیعت می گرفتند، روز بعد هم ابی بکر را به مسجد پیامبر(صلی الله علیه و آله) که آن زمان حکم دارالحکومة را داشت آوردند خطبه خواند و نماز خواند. تمامی اینها در وقتی بود که علی(علیه السلام) مشغول تجهیز پیامبر(صلی الله علیه و آله) بود زیرا بعد از اتمام غسل و کفن بنا شد مسلمانان 5 نفر 5 نفر و یا ده نفر ده نفر بیایند در همان خانه پیامبر بر آن حضرت نماز بخوانند و حضرت علی(علیه السلام) در آنجا آنان را راهنمایی می کرد. این کار از روز دوشنبه تا چهارشنیه به طول انجامید و شب چهارشنبه هم پیامبر را به خاک سپردند. مراسم دفن که تمام شد، مطابق وصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) به علی(علیه السلام) که فرموده بود از دفن و کفن من که فارغ شدی ردا از دوش مگیر تا آنکه قرآنی که در خانه من هست آن را جمع کنی، حضرت علی به جمع آوری قرآن پرداخت. این قرآنی بود همراه با تفسیر، نوشته بر روی تخته، پوست، شانه گوسفند و ...، حضرت همه اینها را جمع آوری کرد، پس از جمع آوری آن را به مسجد آورد که متاسفانه آن را نپذیرفتند. حضرت هم آن قرآن را برگرداند و فرمود: دیگر آن را نخواهید دید! این همان قرآنی است که حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجه الشریف) آن را در مسجد کوفه بیرون می آورد و احکام اسلامی را به مسلمانان بر اساس آن تعلیم می دهد، زیرا آن همین قرآن است ولی با تفسیر و توضیحات.
بنابراین می بینید که در جریان سقیفه و انتخاب ابوبکر و حتی دو روز بعد از آن حضرت امیر(علیه السلام) به کار غسل و دفن پیامبر مشغول بوده و در هیچ یک از اجتماعات آنها نبوده تا بخواهد به حادثه غدیر با آنان احتجاج کند.
 

لطفا بفرمایید اولین موردی که حضرت علی(علیه السلام) به داستان غدیر احتجاج کرد چه زمانی بود؟
× اولین بار که در ملا عام غدیر مطرح شد در زمان خلافت خود آن حضرت بود، زیرا تا آن زمان موردی که لازم ببیند و غدیر را مطرح کند پیش نیامد، چون ابوبکر بعد از خود نامه ای نوشته بود و طی آن عمر را به جانشینی خود تعیین کرده بود همان نامه را پس از مرگ او برای مردم خواندند و مردم هم با او بیعت کردند بعد از او هم داستان شورای شش نفره پیش آمد که یک نفر از آن شورا علی(علیه السلام) بود و به آنجا منتهی شد که همگان می دانیم. تا می رسد به زمان خلافت خود حضرت، چنانکه تفصیل آن در کتاب الغدیر آمده است.
روزی حضرت در مسجد کوفه بر بالای منبر فرمود: هر کس حدیث غدیر را شنیده است بگوید، چند نفر برخاستنند و زبان به اظهار آنچه در غدیر گذشته است نمودند. این اولین بار بود که بدون ترس در ملا عام فضائل علی(علیه السلام) گفته می شد و از غدیر سخن به میان می آمد و مردم همه می شنیدند و تا امروز آن شنیده ها در باره غدیر برای ما مانده است.
 

مردم در روز غدیر از کلمه مولا چه معنایی را فهمیدند، آیا خلافت و سرپرستی جامعه بعد از رسول الله بود یا دوستی و محبت آن حضرت؟
× اگر ما بودیم و همین لفظ «مولا» جای این پرسش بود که مولا به چه معنا است؟ و نوعا کسانی که دچار کج فهمی می شوند همین کار را می کنند، ولی اگر ما باشیم و ظرف زمانی که پیامبر(صلی الله علیه و آله) این جملات را فرمود، آن اجتماع عظیم را در آن سرزمین به وجود آورد، بعد برای آنان خطبه خواند، مقدمه چینی نمود، و از مردم اقرار گرفت بر اینکه «الست اولی بکم من انفسکم » آنگاه علی(علیه السلام) را به مردم معرفی نمود و فرمود:
«من کنت مولاه فهذا علی مولاه اللهم وال من واله و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله »
و خلیفه دوم به عنوان یک صحابی و عرب زبان این انتخاب را چنین تبریک می گوید که:
«بخ بخ لک یا علی اصبحت مولای و مولا کل مؤمن و مؤمنة »
و مطابق نظر برخی مفسران آیه «الیوم اکملت لکم دینکم » نیز پس از این انتصاب نازل می شود. و کارهای دیگری که در آن روز انجام شد. همه اینها را در کنار هم بسنجید و در نظر بگیرید بدون شک خواهید گفت: که مقصود پیامبر(صلی الله علیه و آله) از مولا چیزی جز تعیین خلیفه و جانشین پس از خویش نبوده است و مولا در این جملات پیامبر(صلی الله علیه و آله) معنایی جز ولایت و سرپرستی جامعه اسلامی نداشته است.
 

کدام آیات قرآن را هم شیعه و هم سنی اتفاق دارند که در باره داستان غدیر است؟
× آیه «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک...» همگان بر این باورند که مربوط به داستان غدیر است، آیه «الیوم اکملت لکم دینکم ...» را نیز برخی از علماء اهل سنت مانند «حاکم » گفته اند که این آیه نیز مربوط به غدیر است.
 

آیا حضرتعالی تالیف خاصی در باره غدیر دارید؟
× در جلد اول کتاب «معالم المدرستین » من احادیثی را که مربوط به تعیین جانشینی علی(علیه السلام) بوده است آورده ام از جمله به موضوع غدیر نیز به تفصیل پرداخته ام.
 

برای به فراموشی سپردن شدن غدیر چه جریانهایی تلاش کرده اند؟
× به عقیده من پس از وفات پیامبر(صلی الله علیه و آله) و تمام طول هفتصد سال حاکمیت مکتب خلفا، همواره تلاش بر این بوده است که از غدیر نامی به میان نیاید و مسلمانان آنچه را که در آن روز گذشته ندانند، زیرا غدیر تنها یک حادثه تاریخی نبود بلکه غدیر به معنی تعیین جانشینی علی(علیه السلام) به خلافت پس از پیامبر و فرزندان او پس از آن حضرت بود، بنابراین طبیعی است که تلاش شود یا غدیر را مردم نشناسند و یا آن گونه که بوده است نفهمند، تا برداشتهای انحرافی نمایند
 

به نظر شما امروز جریانهای مخالف غدیر چیست و تلاشهای آنها کدام است؟
× اگر درست ریشه یابی کنیم خواهیم دید مخالفت با غدیر امروز در مخالفت با نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران متبلور شده است و جریان وهابیت یکی از آنهاست.
به نظر من مسیحیت پس از آنکه در جنگهای صلیبی علیه مسلمانان کاری از پیش نبرد و برنامه ریزی کرد که با ما یک جنگ فرهنگی آغاز کند و متاسفانه در این جنگ فرهنگی ما غافل بوده ایم، کار به جایی رسید که توانستند دین اسلام را از متن جامعه به گوشه خانه ها و کتابخانه ها ببرند و ما نتوانیم نظامی به عنوان نظام اسلامی و قرآنی داشته باشیم. البته علماء بسیاری در برابر این حرکت استعماری بپا خاستند و در این اواخر حرکتها و قیام هایی را رهبری کردند. شیخ فضل الله ها، نواب صفوی ها و ... ولی آنکه توانست از تجربه پیشینیان به خوبی استقبال کند و قیامی را تا رساندن به سر منزل مقصود و تشکیل حکومت اسلامی رهبری کند تنها امام خمینی رحمة الله علیه بود و بدون شک دست یاری خداوند همواره پشتیبان این قیام بوده است. قیامی که نظامی را در ایران برپا نمود که صد در صد نظام اسلامی است، هر چند ممکن است برخی از مسؤولان و کارگزاران آنگونه باید به وظیفه خود عمل ننمایند ولی اصل نظام به تمام معنی کلمه، اسلامی است، قوانین که از مجلس شورای اسلامی می گذرد و فقهای شورای نگهبان آن را تایید می کند قوانین و دستورات اسلامی است.
نظامی که از روز اول نامشروع بودن اسرائیل را اعلام داشت و مبارزه با صهیونیسم را شعار خود قرار داد از فلسطینیان حمایت کرد، چهل هزار مستشار آمریکایی را بیرون ریخت، مظاهر فساد و بی بند و باری را در مملکت از بین برد و منافع جهانخواران را به خطر انداخت، و مهمتر از اینها تاثیری بوده است که بر مسلمانان مصر، الجزایر، ترکیه و سایر نقاط جهان داشته است. طبیعی است که دشمنان این نظام به مقابله برخیزند و برای نابودی این نظام مقدس تلاش و کوشش نمایند، جنگ عراق علیه ایران، تحریک شیوخ خلیج و علم کردن جریان وهابیت علیه شیعیان در پاکستان و ایران و ... اینها همه به خاطر مخالفت با این نظام اسلامی است.
البته مسلمانان دارند بیدار می شوند و می فهمند که نباید آلت دست دشمنان واقع شوند و در برابر نظام جمهوری اسلامی بایستند و امیدوارم که وحدت اسلامی جایگزین تفرقه ها و تشتتهای موجود گردد.
 

جناب عالی به عنوان یک محقق، در باره غدیر چه موضوعاتی را شایان تحقیق می دانید؟
× به نظر من از نظر تحقیق و تتبع ما در مورد غدیر کمبود نداریم، بزرگان زحمتهای فراوانی کشیده اند، شما هر چه تلاش و تحقیق کنید نخواهید توانست بیش از آنچه علامه امینی در الغدیر و میرحامد حسین در عبقات و ... انجام داده اند کاری عرضه کنید.
ولی آنچه امروزه نیاز است عرضه درست این تحقیقات گرانبها است به مردم، با زبانی که مردم ما بتوانند آن معارف را بفهمند، مجلات ما باید با زبانی رسا و همگانی به صورت مقالات علمی، داستانی و ... از این منابع سرشار بهره گیرند و حقایق دینی ارائه دهند، امروز تلویزیون می تواند وسیله خوبی برای معرفی غدیر باشد. سریالها و فیلمها ساخته شود و از این وسیله تبلیغاتی برای آگاهی مردم استفاده شود. البته زیر نظر حداقل پنج نفر از علماء حوزه تا دچار انحرافاتی نشود. چون موضوع هم تاریخی است و هم اعتقادی، نظارت اسلام شناسان لازم است. من به دست اندرکاران احیاء و بزرگداشت غدیر هم گفتم که مهم محتوایی است که عرضه می کنید صحیح و ساده و قابل فهم عموم باشد. سر و صدا و شعار دادن کاری از پیش نمی برد.
 

حضرتعالی در دفاع از تشیع آثار و تحقیقات فراوانی دارید آخرین تحقیقات در دفاع از شیعه چه بوده است؟ لطفا در صورت امکان توضیحاتی بفرمایید؟
× یکی از موضوعاتی که همواره مورد طعن بر شیعه بوده است مساله چگونگی جمع آوری قرآن است و در نهایت تحریف آن که روایاتی به دروغ به شیعه نسبت داده شده است. این موضوع همواره مطرح بوده است که آیا قرآن در زمان پیامبر(صلی الله علیه و آله) جمع آوری شده است؟ یا زمان ابوبکر یا زمان عثمان و چگونگی جمع آوری؟ بنده تاکنون دو جلد کتاب در این موضوع نوشته ام و جلد سوم آن هم در دست تالیف است تحت عنوان «القرآن الکریم و روایات المدرستین » جلد اول آن درباره روایاتی است که از مکتب خلفا درباره قرآن رسیده است. جلد دوم آن روایاتی است که از مکتب اهل بیت(علیهم السلام) در باره قرآن رسیده است، در این جلد اثبات شده است که قرآن به همین شکل که هست خداوند آن را جمع کرده ودر سینه پیامبر قرار داده است «ثم ان علینا جمعه و قرآنه » و پیامبر آن را به ما رسانده است.
در زمان پیامبر صدها نفر بوده اند که قرآن را نوشته اند و یا حفط کرده اند، البته این نوشته ها همراه با توضیحها و تفسیرهایی نیز بوده است. در زمان ابوبکر قرآنی را بدون تفاسیر آن شروع به نوشتن کردند و در زمان عمر به اتمام رسید و پیش حفصه دختر عمر گذاشته شد.در زمان عثمان همان قرآن را درآوردند، هفت نسخه از روی آن نوشتند و مابقی قرآنها را از بین بردند.
بنابراین آنچه هست همان قرآنی است که در زمان پیامبر نازل شده، بدون هیچ تحریفی، این عقیده شیعه است.

با تشکر از حضرتعالی که با وجود بیماری و در آستانه سفر وقت خویش را در اختیار ما قرار دادید.

تذکار : این مصاحبه در زمان حیات علامه عسکری انجام شده بود که خداوند ایشان را قرین رحمت خاصه خود قرار دهد .

منبع : موسسه علمی فرهنگی علامه عسگری

پیشنهادهای ما برای بازدید

نظرات

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
بالا