close
تبلیغات در اینترنت
حجه الابلاغ
مطالب محبوب

کتابخانه رایگان

مترجم سایت

برگزاری جشنواره های وبلاگ نویسی

جشنواره

-------------------------------------------------------------------------------

جشنواره

-------------------------------------------------------------------------------

شهدای نیجریه


سایت اسکینک دات آی آر

آخرین ارسال های انجمن

عنوان پاسخ بازدید توسط
0 43 h_sarhadi
0 22 h_sarhadi
0 22 h_sarhadi
0 12 h_sarhadi
0 12 h_sarhadi
0 19 h_sarhadi
0 15 h_sarhadi
0 16 h_sarhadi
0 17 h_sarhadi
0 24 h_sarhadi
0 64 h_sarhadi
0 17 h_sarhadi

غدیر و منزلت قلم - قسمت دوم - آیت الله جعفر سبحانی

غدیر و منزلت قلم - قسمت دوم - آیت الله جعفر سبحانی

رسالت قلم 
انسان از روزى كه با قلم آشنا شد، از دو بيان برخوردار گشت: يكى بيان زبانى، ديگرى بيان قلمى، ولى بيان زبانى ثابت و پايدار نبوده، در حالى كه بيان قلمى از ثبات برخوردار بوده است. مرحوم طبرسى اين حقيقت را در جمله اى بيان مى كند:
«انّ البيان بيانان بيان اللسان و بيان البنان، بيان اللسان تدرسه الأعوام، و بيان الأقلام باق على مرّ الأعوام، انّ قوام امور الدين و الدنيا بشيئين: القلم و السيف، و السيف تحت القلم(1)».
«بيان بر دو گونه است: بيان زبانى و بيان انگشتى. بيان زبانى را گذشت زمان از ميان مى برد، ولى بيان انگشتان با گذشت روزگاران باقى مى ماند، پايه هاى دين و دنيا دو چيز است: قلم و قدرت، و قدرت زير فرمان قلم است».
در روايات ما مركّب قلم دانشمندان بر خون شهدا ترجيح دارد، در روايتى امام صادق عليه السلام مى فرمايد:
«اذا كان يوم القيامة جمع الله عزّوجلّ الناس فى صعيد واحد و وضعت الموازين فتُوزن دماءُ الشهداء مع مداد العلماء فيرجّح مدادُ العلماء على دماء الشهداء(2)».
«چون روز قيامت شود، خداوند همگان را در يك زمين گرد آورد و ترازوها برپا شود، خون شهدا با مركّب قلم علماء سنجيده مى شود. آنگاه مركّب قلم دانشمندان بر خون شهدا برترى پيدا مى كند».
گاهى انسان از خود سؤال مى كند: چگونه مركب قلم دانشمندى كه در گوشه كتابخانه نشسته و صفحاتى را نگاشته است، بر خون شهيدى كه هستى خود را در راه خدا داده است، برترى پيدا مى كند؟.
پاسخ آن اين است كه قلم دانشمندان، و حركت هاى علمى آنان، شهيدان را تربيت مى كند، و آنها را به جبهه مى فرستد، و اگر اين آموزش ها نبود هرگز شهيدى در معركه جنگ شربت شهادت نمى نوشيد. 
اصولاً حافظ و نگهبان اصول و فروع اسلام، قلم و خامه دانشمندان است. پس از رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله، نگارش حديث از طرف خلفاء ممنوع گرديد، و آنچه هم از سخنان آن حضرت در حال حيات وى نوشته شده بود، به آتش كشيده شد(3). ولى كتاب امام على عليه السلام كه به املاء رسول خدا و به خط امام بود، در ميان خاندان رسالت محفوظ ماند، و امامان معصوم گاهى به آن استناد مى كردند، و احياناً خط امام را به ياران خود نشان مى دادند(4). از وفات پيامبر تا آغاز غيبت صغرى (260) يعنى دويست و پنجاه سال پس از رحلت پيامبر، علماء و دانشمندان شيعه، با امكانات بسيار كم، و در خوف و تقيه، قريب ده هزار كتاب نوشتند و اصول اربعمائه معروف، بخشى از آنها است(5). 
و امامان بزرگوار، پيوسته اصحاب خود را به نگارش حديث دعوت مى كردند، و مى فرمودند: «احتفظوا بكتبكم فانّكم سوف تحتاجون اليها(6)». 
قلم و خامه هاى بزرگان شيعه بود كه مذهب را، از آسيب دشمنان صيانت بخشيد، در دوران شكوفايى مسائل كلامى، و ظهور مذاهب و عقايد، صاحب قلمهاى شيعه، در برابر مخالفان ايستاده با نگارش رديّه ها به تيرهاى مسموم آنان پاسخ گفتند. اگر به فهرست آثار بزرگانى مانند هشام بن الحكم متوفاى 199، و فضل بن شاذان متوفاى 260
و شيخ مفيد متوفاى 413، در رجال نجاشى(7) مراجعه كنيم، خواهيم ديد كه بخش اعظم آثار علمى آنان را رديّه ها، و پاسخ گويى به شبهات تشكيل مى دهد. كتاب «كمال الدين» صدوق(م 381) كه در پاسخ به شبهات شكاكان در مسائل مربوط به حضرت ولى عصر نوشته شده، هنوز هم مى درخشد با اينكه اين كتاب ده قرن و اندى قبل نوشته شده است، تو گويى صدوق در عصر حاضر زندگى مى كند، و به شبهات پاسخ مى دهد.
والد ماجد ما مرحوم آيت الله شيخ محمد حسين سبحانى خيابانى نقل مى كرد كه روزى مرحوم شيخ الشريعه اصفهانى(م 1339) از حقوق بزرگ دو عالم شيعى، يكى شيخ مفيد، دومى محقق كركى(940) ياد كرد و فرمود: شيخ مفيد در تنظيم عقايد، و محقق كركى در تحكيم مبانى فقه، حق عظيمى بر شيعه دارند.
در اواسط قرن ششم يك عالم سنّى به نام محمد بن محمود سلجوقى در تاريخ 555 دو كتاب به نام هاى 1. بعض فضائح الروافض، 2. تاريخ أيام و امام، نوشت، چيزى نگذشت متكلم بزرگ شيعه به نام «عبدالجليل قزوينى رازى» در سال هاى 559-566، در نقد آن، كتابى به نام «مثالب النواصب فى النقض على بعض فضائح الروافض» معروف به كتاب «النقض» نوشت. خوشبختانه كتاب زير نظر مرحوم ارموى چاپ شد.
 

از اعصار گذشته بگذريم از تأثيرگذارى دو قلم در عصر حاضر سخن بگوييم:
1. خامه مرحوم شرف الدين عاملى مؤلف المراجعات (م 1377ه). وى، با نگارش اين كتاب لرزه اى در ميان مخالفان پديد آورد، اين كتاب به قدرى جذاب و شيرين است كه خواننده تا آن را به پايان نرساند، حاضر به بستن آن نيست.
از مرحوم آيت اللّه سلطانى(سيد محمد باقر طباطبائى بروجردى) نقل شده كه مى گفت: وقتى كتاب المراجعات، به آيت اللّه بروجردى تقديم شد، ايشان همه كتاب را در ظرف يك شب مطالعه فرمودند.
2. قلم حضرت امام خمينى قدس سره. ما از ميان آثار فراوان ايشان به كتاب ارزشمند وى «كشف الأسرار» اشاره مى نمائيم: در تاريخ 1362ق، كتابچه اى به نام «اسرار هزار ساله» منتشر شد و در آن، شبهات مخالفان درباره تشيع با ادبيات جديد عرضه شده بود و با تيراژ وسيعى منتشر شده و اثر سوئى در ميان جوانان گذاشته بود. كتاب كشف اسرار، در آن روزگار كه با قلم محكم و محتواى مستدل نگارش يافت، بسان آب گوارايى بود كه به تشنگان معرفت تقديم گرديد. 
البته اين، به آن معنى نيست كه آثار علمى و قلمى ديگر بزرگان تأثير زيادى نداشتند. همگان مى دانيم كه كتاب شريف «الغدير»، سنگرهايى را فتح كرد و تفسير ارزشمند «الميزان» اثر ماندگارى است كه موافق و مخالف آن را مى ستايند و همچنين فكر و آثار علمى ديگر علماء و بزرگان ما.
سخن درباره اهميت قلم، فزون بر آن است كه در اين جا حتى با اشاره، حق آن ادا شود، كافى است كه در مفاد اين حديث كه از اهل بيت عصمت و طهارت رسيده است دقت كنيم:
 

سه چيز است كه صداى آنها پرده ها را پاره كرده و به پيشگاه خدا مى رسد:
1. صداى گردش قلم هاى دانشمندان به هنگام نوشتن (چون در گذشته قلم نى وسيله نگارش بوده و به هنگام كشيدن آن روى كاغذ، صداى خاصى توليد مى كرد).
2. صداى گام هاى مجاهدان در ميدان جهاد.
3. صداى نخ ريسى زنان پاكدامن.
بخش نخست، اشاره به ركن فرهنگى جامعه و بخش دوم اشاره به قدرت نظامى و سومى اشاره به قدرت اقتصادى است، يعنى هر كشورى بايد در سعادت خود، از اين سه چيز بهره بگيرد(8).
متأسفانه امروز بسيارى از قلم ها در خدمت فساد و اشاعه فحشا و به يك معنى در خدمت بيگانگان است. به اميد روزى كه در پرتو قدرت نظام اسلامى، تمام قلم ها در مسير سعادت بشرى قرار گيرد.
در پايان به رابطه جواب قسم با مُقسم به در آيه «ن * و القلم و ما يسطرون» اشاره مى كنيم، زيرا قلم و دوات، نشانه علم و عقل است، در اين صورت براى اثبات اين معنى كه پيامبرصلى الله عليه وآله نعوذ بالله ديوانه نيست و داراى عقل كامل است، خداوند به آن سوگند ياد مى كند. 
چگونه مى توان او را مجنون و ديوانه خواند در حالى كه در نخستين روزهاى بعثت خود سخن از علم و قلم به ميان مى آورد، و اولين جمله اى كه به او وحى مى شود، جمله «اقرأ» است. آيا يك فرد مجنون، از علم و قلم طرفدارى مى كند و يا به آن سوگند ياد مى كند؟.
در قرآن مجيد ماده علم با صيغه هاى مختلف حدود 779 بار وارد شده است. آيا يك فرد دور از فرهنگ و فاقد آگاهى، اين همه از علم و دانش دم مى زند و پيوسته مى گويد: «هَلْ يَسْتَوى الّذين يَعْلَموُنَ وَ الَّذينَ لا يَعْلَموُنَ»(9). «آيا اهل دانش و مردم نادان يكسانند؟».
تاريخ مى گويد: روزى كه پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله به رسالت مبعوث شد در مكه تنها 17 نفر و در مدينه 11 نفر قدرت خواندن و نوشتن داشتند ولى پس از پى ريزى تمدن اسلامى، مسلمانان تمدن را قبضه كرده و علومى را پى ريزى كردند و جهان را از دانش خود تغذيه نمودند.
 

پی نوشت ها:
1) مجمع البيان، ج 5، ص 332.
2) سفينةالبحار، ج 2، ص 220.
3) خطيب بغدادى، تقييد العلم، ص 49.
4) وسائل الشيعه، ج 3، باب 2 از ابواب لباس مصلّى، حديث 1.
5) المراجعات، مراجعه 109، ص 536.
6) كافى، ج 1، ص 52، باب روايةالكتب، حديث شماره 10.
7) رجال نجاشى، شماره هاى 1165، 838 و 1068، چاپ دارالأضواء.
8) ثلاثةٌ تخرق الحجب و تنتهى إلى ما بين يدى اللّه: صرير اقلام العلماء، و وطأ اقدام المجاهدين و صوت مغازل المحصنات» الشهاب فى الحكم و الآداب، تأليف شيخ يحيى بحرانى، ص 22.
9) زمر، 9.
 

منبع : ماهنامه مكتب اسلام ـ شماره 2

پیشنهادهای ما برای بازدید

نظرات

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
بالا