close
تبلیغات در اینترنت
پرسش : جريان سقيفه را توضيح دهيد؟
مطالب محبوب

کتابخانه رایگان

مترجم سایت

برگزاری جشنواره های وبلاگ نویسی

جشنواره

-------------------------------------------------------------------------------

جشنواره

-------------------------------------------------------------------------------

شهدای نیجریه


سایت اسکینک دات آی آر

آخرین ارسال های انجمن

عنوان پاسخ بازدید توسط
0 42 h_sarhadi
0 20 h_sarhadi
0 22 h_sarhadi
0 11 h_sarhadi
0 12 h_sarhadi
0 19 h_sarhadi
0 14 h_sarhadi
0 16 h_sarhadi
0 16 h_sarhadi
0 24 h_sarhadi
0 54 h_sarhadi
0 17 h_sarhadi

پرسش : جريان سقيفه را توضيح دهيد؟

پرسش :  جريان سقيفه را توضيح دهيد؟

پاسخ :
سقيفه به معناي ايوانچه اي سقف دار (سايبان دار)[1] در ناحيه شمال (غربي) مسجد النبي و با فاصله اي كمتر از يك كيلومتر از خانه حضرت رسول اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ قرار داشت اين سايبان جمعيتي كمتر از يكصد نفر را در خود جاي مي داد. آنجا محل اجتماع انصار (مردم مدينه از جمله اوس و خزرج) بود.[2]
پس از رحلت رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ گروهي از لشكر اسامه جدا شدند و اجازه ندادند پيامبر ضمن يك سند كتبي علي ـ عليه‎ السلام ـ را به عنوان جانشين خود انتخاب كند، ‌آنان، در حالي كه علي ـ عليه‎ السلام ـ و بني هاشم سرگرم مراسم غسل پيغمبر بودند، جسد پيامبر را رها كرده و براي تعيين رئيس امّت در سقيفه بني ساعده گرد آمدند مهاجرين وانصار در سقيفه هر كدام خود را لايق تر از ديگري مي پنداشتند، مردم مكه مي گفتند: «اسلام در شهر ما و ميان ما آشكار شد، پيامبر از مردم ماست؛ ما خويشاوندان او هستيم، ما پيش از شما اين دين را پذيرفته ايم پس زمامدار مسلمانان بايد از مهاجرين باشد.» انصار مي گفتند: «مكه دعوت پيامبر را نپذيرفت با او به مقابله و دشمني پرداخت و اين ما بوديم كه پيامبر را ياري كرديم و اسلام را رونق بخشيديم و... پس زمامدار بايد از انصار باشد. و برخي ديگر از انصار گفتند يك امير از ما باشد و يك امير از مهاجرين اما ابوبكر اين رأي را نپذيرففت و روايتي جَعلي از پيامبر نقل كرد كه فرموده است: «الأئمة من قريش» اين حديث هر چند متن و سند آن داراي اعتبار نبود امّا انصار را ساكت كرد از سوي ديگر دشمني ديرينه اوس و خزرج نيز در پيشبرد نظر مهاجران موثر واقع شد.[3]
در جريان سقيفه، انصار كه به دنبال رياست سعد ابن عباده بودند شكست خوردند كه در اين ميان با بازي سياسي عمر، توافق كردند كه ابوبكر خليفه شود و بلافاصله با او بيعت كردند و بيشتر حاضران نيز از آنان پيروي نمودند و پس از خروج از سقيفه با شيوه هاي مختلف، از ديگران بيعت گرفتند و تلاشهاي حضرت علي ـ عليه‎ السلام ـ و زهرا ـ سلام‎الله عليها ـ و برخي از اصحاب پيامبر در برابر غاصبان خلافت راه به جايي نبرد و حكومت ابوبكر تثبيت شد. عده اي به بهانه اينكه با جماعت مسلمين نبايد مخالفت كرد مجبور به بيعت شدند و غاصبان با مغالطه و موعظه و تطميع و تهديد و قتل و ترور و جعل حديث بيعت اكثريت را در مدّت كوتاهي بدست آوردند كه بيعت كنندگان برخي از روي رغبت و برخي با بي ميلي و اجبار با ابوبكر بيعت كردند.[4]
در اين انتخاب بني هاشم و برخي از سران مهاجران و انصار و نخبگان با سابقه و فداكار پيامبر اسلام و علي ـ عليه‎ السلام ـ كه جان پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ بوده و از طرف خداوند به مقام خلافت مسلمين و جانشيني رسول چنين منصوب شده بود، حضور نداشت و هم چنين بني هاشم و عباس عموي پيامبر و سلمان و مقداد و عمار و ابوذر و...
در انتخابات و مشورت، اهل حل و عقد شركت نداشتند و فاطمه ـ سلام‎الله عليها ـ به عنوان خشم و غضب از انحراف خلافت در پاسخ زنان قريش فرمودند: «از دنياي شما بيزارم و از فراق شما خوشحال، چون حق مرا حفظ نكرديد و پيمان و عهد پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ مراعات نشد و وصيت او پذيرفته نگشت و...». با غصب خلافت توسط ابوبكر و عمر هر چه مردم از آن سالها دورتر شدند آثار نامطلوب آن بيشتر پديدار شد و اگر انديشه پوياي علي ـ عليه‎ السلام ـ و ائمه اطهار نبود امروزه چيزي جز كفر و الحاد مشاهده نمي كرديم.[5]
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. دانش نامهء امام علي ـ عليه‎ السلام ـ ، ج 8، زير نظر علي اكبر رشاد
2. تاريخ تحليلي اسلام نوشته سيدجعفر شهيدي
3. تاريخ تحليلي و سياسي اسلام از جاهليت تا عصر امويان نوشته علي اكبر حسني. معالم المدرستين علامه عسگري.


[1] . شهيدي، سيد جعفر، تاريخ تحليلي اسلام، تهران، مركز نشر دانشگاهي، چاپ دوم، 63، ص91‌.
[2] . حسني، علي اكبر، تاريخ تحليلي و سياسي اسلام از جاهليت تا عصر اموي، نشر فرهنگ، اول، 1373، ص319.
[3] . شهيدي، سيد جعفر، تاريخ تحليلي اسلام، تهران، مركز نشر دانشگاهي، چاپ دوم، 63، ص92‌.
[4] . رشاد، علي اكبر، دانشنامه امام علي(ع)، تهران، فرهنگ و انديشه اسلامي،1380، ج 8، صصص 405، 407، 455.
[5] . حسني، علي اكبر، تاريخ تحليلي سياسي اسلام، ‌نشر فرهنگ، اول، 1373، ص321.

پیشنهادهای ما برای بازدید

نظرات

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
بالا